بحث بدون نقره بازمیگردد: نقره کمتر، خمیر مس، یا آبکاری مس - کدام مسیر قابل اعتمادتر است؟
فهرست مطالب
بحث بدون نقره بازمیگردد
آخرین عرضه محصول LONGi بار دیگر توجه صنعت فتوولتائیک را به سمت متالیزاسیون سلول خورشیدی معطوف کرده است. در مقایسه با سایر فناوریهای به اصطلاح "جنگل فناوری" آن، ACM به دلیل پتانسیل خود برای کاهش وابستگی به نقره به عنوان کانون اصلی توجه برجسته شد.
در چند سال گذشته، بیشتر بحثهای صنعت بر انتخاب بین فناوریهای TOPCon، HJT و BC متمرکز بوده است. راندمان تبدیل، توان ماژول و دووجهی بودن صحنه اصلی عرضه محصولات را اشغال کرده بودند. خمیر نقره همیشه یک آیتم هزینه مهم سلول خورشیدی بوده است، اما به ندرت این سطح از توجه را دریافت میکرد.
نوسانات شدید قیمت نقره در ابتدای سال گفتگو را تغییر داد. زمانی که سهم خمیر نقره از هزینههای تولید فتوولتائیک بیشتر از پلی سیلیکون شد، کاهش مصرف نقره به یک مسئله بلندمدت تبدیل شد که صنعت دیگر نمیتوانست از آن اجتناب کند.
با گسترش ظرفیت سلولهای نوع N، هزینه خمیر نقره به طور فزایندهای غیرقابل چشمپوشی میشود. فناوریهای BC و HJT نیازهای بالاتری به متالیزاسیون دارند، در حالی که روشهای سنتی کاهش نقره به تدریج به محدودیتهای فرآیندی خود نزدیک میشوند. بنابراین تولیدکنندگان سلول شروع به طراحی مجدد مواد شبکه، ساختارهای تماس و سیستمهای اتصال ماژول کردهاند.
چرا صنعت فتوولتائیک نیاز به کاهش مصرف نقره دارد؟
برای دههها، نقره به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین مواد برای الکترودهای فتوولتائیک پذیرفته شده است.
رسانایی الکتریکی عالی، قابلیت چاپ و پایداری شیمیایی خوبی دارد. فرآیندهای چاپ سیلک، پخت و لحیمکاری که حول خمیر نقره ساخته شدهاند نیز طی سالها تولید انبوه اثبات شدهاند. از آنجایی که انتظار میرود ماژولهای فتوولتائیک به مدت ۲۵ تا ۳۰ سال در فضای باز کار کنند، بلوغ فرآیند به اندازه عملکرد اولیه اهمیت دارد.
مشکل مقیاس و قیمت است.
کاهش مصرف نقره به میزان چند میلیگرم در هر سلول ممکن است ناچیز به نظر برسد. با این حال، ضرب این مقدار در چند صد گیگاوات تولید سالانه، تأثیر مالی قابل توجهی میشود. نقره هم یک کالای صنعتی و هم یک دارایی مالی است. قیمت آن تحت تأثیر عرضه معدن، تقاضای سرمایهگذاری، تقاضای الکترونیک و چندین عامل دیگر است که تولیدکنندگان فتوولتائیک کنترل کمی بر آنها دارند.
نقره همچنین عمدتاً به عنوان محصول جانبی سایر فعالیتهای معدنی تولید میشود. عرضه محدود سالانه آن یکی از دلایلی است که وضعیت فلز گرانبها را حفظ میکند. اگر مصرف نقره در هر سلول بدون تغییر بماند، رشد مداوم تولید فتوولتائیک میتواند در نهایت وضعیتی ایجاد کند که صنعت به سادگی نتواند نقره کافی تأمین کند.
سلولهای TOPCon نیاز به متالیزاسیون در هر دو طرف دارند. فرآیند دمای پایین HJT به فرمولاسیون خمیر تخصصی نیاز دارد. سلولهای BC تمام الکترودها را به پشت منتقل میکنند و الگوی الکترود را پیچیدهتر میکنند. ارقام مصرف نقره برای اندازههای مختلف سلول قابل مقایسه مستقیم نیستند، بنابراین مفهوم "نقرهزدایی" در صنعت در واقع چندین سطح فنی مجزا را پوشش میدهد:
ادامه استفاده از نقره: از انگشتهای ریز، انگشتهای فوقریز، MBB، SMBB و 0BB برای کاهش مصرف نقره استفاده میشود.
خمیر نقرهاندود مس یا خمیر کامپوزیت نقره-مس: مس بیشتر عملکرد رسانایی را انجام میدهد، در حالی که لایه بیرونی نقره مقاومت در برابر اکسیداسیون، تماس الکتریکی و قابلیت لحیمکاری را بهبود میبخشد.
خمیر مس یا آلیاژهای مبتنی بر مس: مس جایگزین بیشتر خمیر نقره معمولی میشود.
الکتروپلیت مس: الکترودهای مس مستقیماً روی سطح سلول تشکیل میشوند و از چاپ خمیر نقره معمولی عبور میکنند.
جایگزینی نقره با آلومینیوم: هزینه مواد کمتر است، اما رسانایی الکتریکی و عملکرد تماس دشوارتر است.
از تنظیمات محافظهکارانه تا تغییرات اساسی فرآیند، هر مسیری در تلاش است به سوالات یکسانی پاسخ دهد: چقدر نقره میتوان ذخیره کرد؟ چه مقدار تجهیزات باید اصلاح شود؟ آیا بازدهی کاهش مییابد؟ آیا بازده تولید میتواند پایدار بماند؟ و آیا ماژول پس از ۲۵ سال همچنان عملکرد قابل اعتمادی خواهد داشت؟
فناوریهای متداول به سمت مصرف کمتر نقره حرکت میکنند
در حال حاضر، پرکاربردترین راهحل همچنان کاهش مقدار خمیر نقره است، نه حذف کامل آن.
انگشتهای ریز و فوقریز عرض خطوط شبکه را کاهش میدهند در حالی که مقاومت سری را تحت کنترل نگه میدارند. MBB و SMBB تعداد باسبارها یا سیمهای اتصال را افزایش میدهند و فاصله جانبی که جریان باید طی کند را کوتاه میکنند. 0BB باسبارهای معمولی را حذف میکند و به سیمها یا فیلمهای کامپوزیت اجازه میدهد جریان را مستقیماً از انگشتها جمعآوری کنند.
این گزینهها برای ارتقاء تدریجی خطوط تولید مناسب هستند. تولیدکنندگان میتوانند به استفاده از تجهیزات بالغ چاپ صفحه و تولید ماژول ادامه دهند و ریسک فرآیند را نسبتاً قابل مدیریت نگه دارند. تولیدکنندگان TOPCon مانند JinkoSolar به پیشبرد 0BB ادامه دادهاند، در حالی که تولیدکنندگان HJT اغلب انگشتهای ریز، 0BB و خمیر نقرهپوشیده شده با مس را ترکیب میکنند.
نقرهپوشیده شده با مس یک مسیر مهم دیگر است.
پودر مس جریان را حمل میکند، در حالی که پوشش نقره از مس محافظت کرده و عملکرد لحیمکاری را بهبود میبخشد. با افزایش محتوای مس، مصرف نقره در هر خط شبکه به تدریج کاهش مییابد. Huasun خمیر نقرهپوشیده شده با مس را به تولید انبوه HJT معرفی کرده و به توسعه فرمولهایی با محتوای مس بالاتر ادامه میدهد. تولیدکنندگان HJT مانند Risen Energy نیز فناوریهای خمیر کمنقره را پیش میبرند.
مزیت این مسیر این است که نیاز به تغییرات نسبتاً محدودی در خط تولید دارد و مسیری روشن به سمت هزینههای مواد پایینتر ارائه میدهد. چالشهای اصلی شامل یکنواختی پوشش، نفوذ مس، پایداری ذخیرهسازی خمیر، قابلیت چاپ و قابلیت اطمینان اتصال لحیم است. این مسائل با کاهش محتوای نقره بیشتر نمایان میشوند.

شکل ۱. تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی رنگی از یک تماس خمیر نقرهپوشیده شده با مس
همچنین اختلاف نظرهایی در داخل اردوگاه کمنقره وجود دارد.
در ۲۳ آوریل، شرکت JA Solar مقالهای با عنوان «تضمین محتوای نقره، JA Solar همچنان گزینهای قابل اعتماد ارائه میدهد» منتشر کرد. در این مقاله استدلال شد که محتوای نقره یک ماژول بر کیفیت زیربنایی آن تأثیر میگذارد و به وضوح اعلام شد که این شرکت به استفاده از خمیر نقره ادامه خواهد داد. موضع اصلی JA Solar این است که خطوط شبکه نقرهای قبلاً تأیید بلندمدت را پشت سر گذاشتهاند، در حالی که مس و آلومینیوم هنوز با سوالات حل نشدهای در مورد اکسیداسیون، خوردگی و پایداری رابط مواجه هستند.
شرکت Tongwei نقره را به عنوان «سنگ بالاست» پشتیبان قابلیت اطمینان بلندمدت ماژول توصیف کرده است. شرکت Trina Solar نیز گفته است که کاهش نقره یک روند واضح است، اما اجرای آن باید بازده بلندمدت مشتریان را در نظر بگیرد. توجه به این نکته مهم است که این شرکتها همچنین در حال توسعه راهحلهای مس با روکش نقره یا مس خالص هستند. نگرش آنها نسبت به استقرار فوری در مقیاس بزرگ ممکن است محتاطانه باشد، اما تحقیقات در مورد فناوریهای بدون نقره را رها نکردهاند.
محدودیت استراتژیهای کاهش نقره واضح است. مهم نیست که مصرف نقره چقدر پایین بیاید، تولید فتوولتائیک همچنان به یک فلز گرانبها وابسته است و همچنان با نوسانات قیمتی خارج از کنترل خود مواجه است. مانند خود TOPCon، روشهای معمول کاهش نقره ممکن است با نزدیک شدن به سقف فنی خود، بازدهی کاهشی داشته باشند. در یک بازار به شدت رقابتی، انتخاب یک مسیر محافظهکارانه گاهی اوقات کمتر به ترجیح و بیشتر به بقا مربوط میشود.
ACM: اختلال یا یک فناوری انتقالی؟
یک هفته پس از عرضه LONGi، شرکت Tongwei مقالهای با عنوان «ماژولهای بدون نقره: یک تله یا واقعیت؟ قبل از تصمیمگیری این را بخوانید» منتشر کرد. هشدار اولیه آن مستقیم بود: «ماژولهای بدون نقره را کورکورانه نصب نکنید. اگر این سه موضوع از قبل درک نشوند، ممکن است پس از سه تا پنج سال برای پشیمانی دیر شود.» این بیانیه تفاوت شدید بین اردوگاههای فنی صنعت را برجسته کرد.
برخلاف استراتژی کاهش تدریجی که توسط تولیدکنندگان معمولی ترجیح داده میشود، شرکتهای BC فعالانه در حال جایگزینی مواد شبکه سنتی هستند.
خود نقره رسانایی عالی دارد. با این حال، شبکههای سلول خورشیدی از خمیر نقره به جای نقره خالص استفاده میکنند. مس میتواند رسانایی بهتری نسبت به خمیر نقره حاوی شیشه و سایر افزودنیها ارائه دهد، در حالی که هزینه بسیار کمتری دارد. مشکل این است که ورود مس به ویفر سیلیکون ممکن است نقصهای عمیق ایجاد کرده و عمر حاملهای اقلیت را کاهش دهد. در طول عملیات بلندمدت ماژول، مس همچنین باید در برابر اکسیداسیون، انتشار، حرارت مرطوب و پیری رابط مقاومت کند. پرداختن به این خطرات نیازمند توسعه هماهنگ لایههای مانع، ساختارهای تماس، فرمولهای خمیر، پنجرههای پخت و سیستمهای کپسولهسازی است.
فناوری ACM لانگی سعی دارد این تضادها را از طریق یک سیستم نانوآلیاژ و ساختار تماس ماتریسی حل کند.
بر اساس اطلاعات عمومی لانگی، ACM یک راهحل متالیزاسیون نسل جدید مبتنی بر آلیاژ مس است که برای سلولهای پشتی تماسی HPBC و HIBC توسعه یافته است. این فناوری سه عنصر را ترکیب میکند: یک لایه مانع در مقیاس نانو، هدایت آلیاژ مس و تماسهای نقطهای ماتریسی. لانگی بیان میکند که این ساختار میتواند بازده سلول را بهبود بخشد، مصرف نقره را به طور قابل توجهی کاهش دهد و قابلیت اطمینان بلندمدت ماژول را بدون کاهش بازده تولید تقویت کند.

شکل 2. رویداد راهاندازی فناوری تماس ماتریسی نانوآلیاژ ACM لانگی
از منظر طبقهبندی فنی، ACM به خانواده خمیرهای مبتنی بر مس یا متالیزاسیون آلیاژ مس تعلق دارد. این فناوری ارتباط قوی با فرآیندهای چاپ دارد و بنابراین با تجهیزات تولید سلول موجود سازگارتر است. برای تولیدکنندگانی که ظرفیت تولید نصب شده زیادی دارند، این سازگاری ارزش عملی دارد. یک ماده جدید تنها زمانی میتواند مزایای هزینهای معنادار ایجاد کند که وارد تولید در مقیاس بزرگ شود.
ارتباطات عمومی لانگی بر جایگزینی خمیر نقره معمولی و کاهش قابل توجه مصرف نقره تأکید دارد. با این حال، ترکیب کامل آلیاژ یا نسبت هر فلز را فاش نکرده است. بر اساس اطلاعات صنعتی موجود، به نظر میرسد ACM از یک سیستم آلیاژ با غلبه مس استفاده میکند و ممکن است همچنان مقدار کمی نقره، احتمالاً در یک لایه بذر یا تماس، حفظ کند. بنابراین ممکن است دقیقتر باشد که ACM را به عنوان یک فناوری کاهش عمیق نقره یا مسیری که خمیر نقره معمولی را حذف میکند طبقهبندی کنیم. ادعاهایی که آن را به عنوان "مس خالص" یا "کاملاً بدون نقره" توصیف میکنند ممکن است نیاز به بررسی دقیقتری داشته باشند.
با این حال، تولید فتوولتائیک در نهایت به مقدار فلز گرانبهای مصرفی در هر وات، کاهش هزینه حاصل و سرمایهگذاری تجهیزات اضافی مربوط میشود. اگر مصرف نقره به شدت کاهش یابد، ACM حتی اگر مقدار کمی نقره در سیستم آلیاژ باقی بماند، همچنان اهمیت اقتصادی واضحی دارد. به عنوان یک فناوری تازه معرفی شده، عملکرد واقعی تولید انبوه و نتایج میدانی آن نیاز به زمان برای اثبات خود دارند.
آبکاری مس: پیشرفت دور از توجه
پس از هیاهوی راهاندازیهای اخیر، یک نکته کمتر مورد توجه قرار گرفته است: محصولات کاملاً بدون نقره مبتنی بر آبکاری مس قبلاً به بازار تحویل داده شدهاند.
آیکو، شرکت دیگری که روی فناوری BC کار میکند، از الکتروپلیتینگ مس برای تشکیل الکترودهای سلول استفاده میکند. فرآیند به طور کلی شامل الگوسازی، رسوب لایه دانه یا مانع، پلیتینگ مس و اعمال یک لایه محافظ بیرونی است. لایه دانه تماس الکتریکی را برقرار کرده و از نفوذ مس به سیلیکون جلوگیری میکند. شبکه مسی رسانایی را فراهم میکند، در حالی که لایه فلزی بیرونی از مقاومت در برابر اکسیداسیون و اتصال متقابل پشتیبانی میکند.
الکتروپلیتینگ مس و ACM هر دو وابستگی به خمیر نقره را کاهش میدهند، اما مسیرهای تولید آنها بسیار متفاوت است.
ACM از خمیر آلیاژ مبتنی بر مس، تماسهای ماتریسی و فرآیندهای مرتبط با چاپ استفاده میکند. آیکو چاپ خمیر نقره را دور میزند و الکترودهای مس را از طریق الکتروپلیتینگ رشد میدهد. خطوط شبکه الکتروپلیت شده میتوانند نسبت ابعاد نسبتاً بالایی داشته باشند و به آنها اجازه میدهد باریکتر و ضخیمتر باشند. این امر سایهزنی را کاهش میدهد در حالی که سطح مقطع رسانای کافی را حفظ میکند.
برخلاف ACM و متالیزاسیون معمولی خمیر نقره، فناوری الکتروپلیتینگ مس آیکو به پخت در دمای بالا نیاز ندارد. این امر آسیب حرارتی به ویفر سیلیکونی را در طول فرآیند کاهش میدهد و میتواند به طور غیرمستقیم پتانسیل بازده سلول خورشیدی را افزایش دهد.
موانع فرآیند نیز واضح است. الکتروپلیتینگ مس به مراحل تولید بیشتری نیاز دارد، از جمله الگوسازی، پوششدهی، پلیتینگ، تمیزکاری و تصفیه فاضلاب. سرمایهگذاری تجهیزات بالاتر است، نقاط کنترل فرآیند بیشتر است و بازده تولید در مرحله راهاندازی اولیه ممکن است تثبیت آن دشوارتر باشد.

شکل 3. تجهیزات متالیزاسیون الکتروپلیتینگ خطی Ni/Cu/Ag برای سلولهای خورشیدی سیلیکون کریستالی
بر اساس جدول زمانی افشا شده عمومی، آیکو فناوری پوشش متالیزاسیون بدون نقره را در سال 2021 اعلام کرد. پروژه 6.5 گیگاواتی ABC آن در ژوهای در سهماهه چهارم سال 2022 وارد تولید شد. این شرکت بیان میکند که از سال 2022، تولید انبوه تجمعی با استفاده از اتصال مسی بدون نقره از 20 گیگاوات فراتر رفته است.
به نظر میرسد که آیکو زودتر در مسیر متالیزاسیون بدون نقره شروع کرده است.
برای بازار، این شروع زودهنگام به این معنی است که راهحل آیکو قبلاً سرمایهگذاری تجهیزات، تنظیم فرآیند و اعتبارسنجی پروژه را پشت سر گذاشته است. اینکه آیا در نهایت میتواند از فناوریهای رقیب پیشی بگیرد به هزینه بر وات، بازده خط تولید، استهلاک تجهیزات و قابلیت اطمینان بلندمدت بستگی دارد.
توانایی آبکاری مس در کاهش مداوم هزینههای تولید، مهمتر از عنوان اولین بودن است. مشارکت Aiko در صنعت مشخص و قابل اندازهگیری است: آبکاری مس وارد تولید در مقیاس گیگاوات و تحویل تجاری شده است. این مسیر اکنون دادههای تولید واقعی و پایهای عملی برای بهبود بیشتر دارد.
Aiko در هر پایگاه تولیدی از راهحل متالیزاسیون دقیقاً یکسانی استفاده نمیکند. اطلاعات موجود نشان میدهد که پایگاه Zhuhai از اتصال مسی بدون نقره استفاده میکند، در حالی که پایگاه Yiwu قبلاً عمدتاً به راهحل کمنقره متکی بود. این شرکت هنوز به پوشش کامل بدون نقره در تمام سناریوهای تولید دست نیافته است. برای مثال، در کاربردهای مقیاس بزرگ، ماژولهای ABC ممکن است از شبکههای ریز حاوی نقره برای متعادل کردن طراحی متالیزاسیون با دوطرفهبودن استفاده کنند. دادههای موجود نشان میدهد که ماژولهای ABC با نقره کاهشیافته تولید شده در پایگاه Yiwu تقریباً 70% از نقره مورد نیاز طرحهای معمولی را استفاده میکنند و میتوانند به دوطرفهبودن 85% دست یابند.
این همچنین نشان میدهد که حتی فناوری آبکاری مس تجاریشده Aiko هنوز جای بهینهسازی دارد. این پتانسیل باقیمانده با امکانات گستردهتر کاهش هزینه و بهبود بازده فناوری BC همخوانی دارد.
نوآوری فرآیند در اطراف متالیزاسیون بدون نقره
در کنار ACM، LONGi فرآیندهای 0BB، زونا، پشتی رسانا و باسبار پنهان را معرفی کرد و سیستم ترکیبی را به عنوان "جنگل فناوری" ارائه داد.
به صورت جداگانه، این فرآیندها برای اولین بار ظاهر نمیشوند. یکی از نقاط قوت اصلی ارائه LONGi نحوه سازماندهی مراحل مختلف فرآیند در اطراف ACM و ارائه آنها به عنوان یک سیستم کامل بود. این به تأکید بیشتر بر نقش نوآوری یکپارچه در تولید فتوولتائیک کمک کرد.
Aiko قبلاً چندین نوآوری مشابه را در محصولات تجاری بستهبندی کرده بود، نه اینکه آنها را فقط به عنوان مفاهیم فنی ارائه دهد. ماژول نسل سوم ABC "تمام صفحه" آن که در سال 2024 عرضه شد، قبلاً از اتصال متقابل دقیق، باسبارهای پنهان و طراحی 0BB استفاده میکرد. در SNEC 2026، این شرکت محصول نسل چهارم ABC خود، Full-Screen Ultra را معرفی کرد. با کاهش فاصله خزشی مورد نیاز، این طراحی مساحت غیرتولیدکننده برق را 20% دیگر کاهش داد.

شکل 4. ماژول Aiko G4 Full-Screen Ultra نمایش داده شده در SNEC 2026
مسیرهای فنی مختلف به نقطه نادری از توافق در مورد افزایش مساحت فعال تولید برق ماژول رسیدهاند. مرحله بعدی رقابت همچنان در سالن تولید تعیین خواهد شد. رتبه توان یک نمونه آزمایشی میتواند زمانی که چندین بهبود طراحی ترکیب شوند، به سرعت افزایش یابد. دستیابی به تولید در مقیاس بزرگ و گذراندن اعتبارسنجی بلندمدت بازار بسیار دشوارتر است. هر دو محصول BC و TOPCon هنوز راه درازی در پیش دارند.
منطق نوآوری چیزی است که اهمیت دارد
روز پس از عرضه LONGi، قیمت سهام Aiko ابتدا به حد مجاز روزانه خود رسید و به ایجاد یک بازگشت گستردهتر در سهام تجهیزات فتوولتائیک کمک کرد. این واکنش به سرعت به موضوع بحث در سراسر صنعت تبدیل شد.
سرمایه کوتاهمدت تمایل به معامله بر اساس تمها، انتظارات و انعطافپذیری ارزشگذاری دارد، بنابراین این دو رویداد نباید به عنوان یک رابطه علت و معلولی مستقیم تلقی شوند. عرضه LONGi توجه بازار را به متالیزاسیون مس، فناوری BC و بهینهسازی فرآیند ماژول تقویت کرد. بنابراین جای تعجب نداشت که Aiko، که فناوریهای مرتبط را زودتر تجاریسازی کرده بود و حساسیت قیمت سهام بیشتری نشان میداد، به یک مرجع مستقیم بازار تبدیل شد.
دلیل عمیقتر این است که انتظارات بازار در مورد چرخه فتوولتائیک به نظر میرسد در حال تغییر است.
در شب عرضه LONGi، Aiko پیشبینی درآمد خود را برای نیمه اول سال 2026 منتشر کرد. این شرکت انتظار زیان خالص قابل انتساب به سهامداران به مبلغ 680 میلیون تا 790 میلیون RMB را داشت. حذف معافیتهای مالیاتی صادرات، نوسانات نرخ ارز و ذخایر کاهش ارزش بر ارقام نیمه سال تأثیر گذاشت. سیگنالهای مثبتتر از عملکرد سهماهه به دست آمد: زیان در سهماهه دوم نسبت به سهماهه اول کاهش یافت، در حالی که درآمد ماژول ABC، سهم فروش خارجی و حاشیه سود ناخالص همگی بهبود یافتند.
واکنش بازار نشان میدهد که، حداقل برای شرکتهای پیشرو در فناوری، سختترین مرحله ممکن است گذشته باشد. اینکه آیا Aiko میتواند ابتدا از چرخه خارج شود و به رهبری یک بهبود گستردهتر صنعت کمک کند، همچنان به حجم حمل ماژول ABC، حاشیه سود ناخالص، نرخ بهرهبرداری از ظرفیت و جریان نقد عملیاتی بستگی دارد.
در عین حال، فشار سیاستی برای حذف ظرفیت مازاد در حال افزایش است. استاندارد ملی اجباری با عنوان «حداقل مقادیر مجاز بازده انرژی و درجههای بازده انرژی برای ماژولهای فتوولتائیک کریستال سیلیکون و اینورترها» که در ژوئن منتشر شد، و تغییرات سیاستی شامل حذف معافیتهای مالیاتی صادرات فتوولتائیک و اخذ مالیات بر مصرف، هر دو نشانههای واضحی هستند که مبارزه صنعت علیه رقابت مخرب داخلی در حال پیشرفت است.
با تنگتر شدن محیط خارجی، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و افزایش بهرهوری به مسائل بقا تبدیل شدهاند. محافظهکارانه یا تهاجمی، هر مسیر در نهایت با همان آزمون روبرو خواهد شد. تنها شرکتهایی که مزیت ترکیبی در هزینه تولید، کیفیت محصول و نوآوری فنی ایجاد کنند، قادر به تعریف مرحله بعدی صنعت فتوولتائیک خواهند بود.
دیدگاه Ooitech
رقابت واقعی صرفاً نقره در مقابل مس نیست. بلکه این است که آیا یک سیستم متالیزاسیون میتواند مصرف کم مواد را با بازده پایدار، استهلاک قابل مدیریت تجهیزات، اتصال ماژول قابل اعتماد و عملکرد اثبات شده در برابر رطوبت و حرارت ترکیب کند. خمیر مس سازگاری آسانتری با خط تولید دارد، در حالی که آبکاری الکتریکی میتواند شبکههای ظریفتر با نسبت ابعاد بالاتر ارائه دهد اما نیازمند کنترل فرآیند و پساب دقیقتری است. مسیر برنده مسیری خواهد بود که به طور مداوم در مقیاس گیگاوات عمل کند، نه مسیری که قویترین ادعای روز اول را دارد.